پایان عمر مقره ها: دفع یا بازیافت

کمی سازی خاصیت آبگریزی
فروردین ۱۷, ۱۴۰۰

پایان عمر مقره ها: دفع یا بازیافت

 

 

در معقوله محصولات و اجزای الکتریکی به طور سنتی تمرکز بر روی کیفیت و عملکرد در خدمات بوده است. اما افزایش آگاهی عمومی در مورد مسائل محیط زیستی، اینروزه مصرف کنندگان و تولید کنندگان را به سمت توجه بیشتر به تاثیرات کلی محیط زیستی این محصولات سوق داده است، از استخراج مواد اولیه گرفته تا آنچه قرار است در پایاان عمر مفید انها اتفاق

بیفتد. برخی روش ها مانند روش ارزیابی چرخه عمر کالا      (LCA)    که تاثیر کامل زیست محیطی هر محصول ( از گهواره تا گور) را بررسی میکنند برای این صنعت اهمیت  زیادی پیدا کرده اند. در واقع، جمله هایی مانند جمله زیر اینروزه بیشتر و بیشتر بر روی برگه مشخصات فنی مقره ها و سایر تجهیزات دیده میشود که یک بعد زیست محیطی به نیاز های گذشته که تنها در مورد تولید، آزمایش و تحویل دستگاه ها صحبت میکردند افزوده است:

“عرضه کنندگان موظفند نظریه خود را در رابطه با سلامت محیط زیستی طراحی محصول و مواد اولیه استفاده شده در تولید محصول را ارائه دهند، نظریه ها باید به صورت ویژه به مسائل مربوط به بازیابی و بازیافت محصولات در انتهای طول عمر انها بپردازند.”

 

حمایت در گسترش این زمینه از استاندارد های    IEC TC 111حاصل شده است، که به استاندارد سازی محیط برای محصولات و سیستم های الکتریکی و الکترونیکی پرداخته، و بر روی تولید استاندارد های مربوط به کارکرد تلاش کرده است، از جمله :

 

  • استاندارد IEC Standard 62430:2009. طراحی با اگاهی از مسائل زیست محیطی در محصولات الکتریکی و الکترونیکی، همراه با مشخص کردن الزامات و رویه های لازم برای ادغام جنبه های زیست محیطی در فرایند طراحی و توسعه محصولات الکتریکی.

 

  • استانداردIEC Standard 62474 اعلام مواد اولیه استفاده شده در تولید محصولات صنایع الکتروتکنیکال و پیشروی به سمت اعلامیه استاندارد در مورد انطباق محیط زیستی تمامی موادی که محصول نهایی را تشکیل میدهدند.

 

 

  • گزارش فنی IEC Technical Report 62635ارائه اطلاعات و دستورالعمل ها برای پایان عمر محصول از تولید کنندگان و بازیافت کننگان. محاسبه میزان بازیافت پذیری  تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی به جهت ارائه اطلاعات مناسب به بازیافتکننگان برای بازیایفت مناسب و بهینه محصول در پایان عمر محصول. این گزارش همچنین نرخ بازیافت و قابلیت بازیابی را بر اساس ویژگی های محصول ارزیابی میکند که نشانگر عملکرد های واقعی پایان عمر محصول

است .

 

یکی از جنبه هایی که تاثیرات زیست محیطی محصولاتی مانند مقره ها و دستگاه های مربوط را بیشتر تحت تاثیر قرار میدهد استراتژی است، که معمولا در پایان عمر محصول اتخاذ میشود که در واقع انتخاب بین بازیافت با دفع محصول است. خدمات انتقال و توضیع نیرو سالانه مقادیر قابل توجهی زباله که شامل اپوکسی، سیلیکن و پرسلن میباشند تولید می کنند، به ویژه در طول پروژه های نوسازی زیرساخت های فرسوده شده. در حال حاضر این زباله ها در محل های دفع زباله رها میشوند اما در سال های اخیر بخشنامه های مدیریت پسماند در مناطقی مانند اروپا باعث ترغیب به بازیابی و بازیافت با استفاده هر چه محدود تر از محل های دفع زباله شده است.برای مثال پارلمال اروپا بخشنامه هایی برای ضایعات تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی  (WEEE)  وضع کرده است که در ان به موضوع الزام بازیافت اینچنین پسماندها پرداخته است، و در اثر آن باعث توقف رهایی این تجهیزات در محل های دفع زباله شده است. محدودیت های بیشتر در حوضه زباله های الکترونیکی امروزه و در آینده به این معنی است که تولید کنندگان و مصرف کنندگان تجهیزات با ولتاژ بالا باید به صورت فزاینده ای روش های جایگزین مدیریت پسماند را شناسایی کنند.

 

گرایش های مشابهی نیز در سایر نقاط جهان مشاهده میشود. در اصل چهار طبقه بندی کلی از روش های بازیافت وجود دارد:

 

  • بازیافت نوع اول:به معنی تبدیل زباله به موادی با خاصیت های مشابه مواد اولیه.
  • بازیافت نوع دوم: به معنی تبدیل زباله به موادی با خاصیت پایینتر از مواد اولیه.
  • بازیافت نوع سوم: تبدیل زباله به مواد شیمیایی یا سوخت.
  • بازیافت نوع چهارم: تبدیل پسماند به انرژی.

 

بیشتر تکنیک ها در حوضه بازیافت نوع اول و دوم شامل مخلوط کردن قسمتی از پسماند با مواد اولیه بکر میشود که در مرحله بعدی به گونه ای پردازش میشوند که به صورت تمام بکر در میایند. بنابراین تعیین کردن روش بین بازیافت نوع اول و دوم در حقیقت به موفقیت در این فرایند بستگی دارد. بازیافت نوع سوم به تجزیه شیمیایی مواد ( برای مثال :  تبدیل مواد پلیمری به مواد شیمیایی و سوخت. این در حالی است که بازیافت نوع چهارم مترادف با سوزاندن پسماند و بهره گیری از انرژی حاصل از آن است.

از دیدگاه بکارگیری مواد، معمولا ترجیح بر این است که بالاترین سطح بازیافت صورت گیرد، برای مثال بازیافت نوع دوم به بازیافت نوع چهارم برتری دارد. اما از دیدگاه اقتصادی و بهره گیری از منابع این سناریو ممکن است لزوما همیشه ایده آل نباشد. بازیافت نوع دوم ممکن است از مقادیر بیش ار حدی از انرژی و سایر منابع ( به عنوان مثال تجهیزات، نیروی انسانی، افزودنی ها، انرژی مضاعف….) این در حالی است که نوع چهارم بازیافت میتواند ساده باشد و به انرژی و منابع اضافی نیاز نداشته باشد.

 

بازیافت نوع یک، دو، و سه همگی شامل مراحل  جمع اوری ، شناسایی، بازیابی بقایا و سپس عرضه به بازار آنها است. برای پیدا کردن توجیه اقتصادی این سه روش، ارزش مواد بازیافتی باید بالاتر از هزینه مورد نیاز برای بازیافت آنها باشد.

به عنوان مثال، بازیافت نوع دوم مقره های چینی ( مثلا برای افزودنی های بتن یا برای جاده هایی که از آسیاب های نوع چکشی استفاده کرده اند امکان پذیر است اما زیاد مفید نیستند و در نتیجه بیشتر مواد سرامیکی در زمین های دفع زباله رها شده اند و تنها اجزای فلزی آنها بازیافت میشوند. در مورد مقره های شیشه ای بازیافت نوع دوم یک پیشنهاد عملی تری است. مقره های کامپوزیتی به راحتی قابل جداسازی و پردازش برای استفاده در محصولات جدید نیسنتد. رویکردی که همزمان سازگار با محیط زیست و در عین حال اقتصادی باشد تا کنون امکان پذیر نبوده است در نتیجه تا کنون بازیافت نوع اول ، دوم و سوم عملی نشده اند و تنها قسمت فلزی آنها به صورت موثر قابل بازیافت می باشد. در نتیجه به غیر از بازیافت فلزات، بازیایفت نوع چهارم ( یعنی سوزاندن و بازیابی انرژی ) در حال حاضر موثرترین راه حل برای بازیافت مقره های کامپوزیتی در انتهای طول عمرشان میباشد.  در عین حال باید به این موضوع نیز توجه کرد که استفاده از پسماند های پلیمری برای سوخت برای تولید نیرو یا گرما به این دلیل  سودمند است که  این مواد دارای مقدار زیادی انرژی برای  آزادسازی هستند. با توجه به تعداد زیاد مقره ها، دستگاه ها و سایر اجزای خط توضیع نیروکه در کوتاه مدت نیاز به تعویض دارند ، به وضوح نیاز به یافتن یک گزینه هوشمندانه تری برای بازیافت یا بهره گیری مجدد خواهد بود. دستیابی به این هدف همچنین به پایداری بیشتر سیستم های انتقال و توضیع نیرو به طور کلی یاری خواهد کرد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *